حوزه کودک و نوجوان، درخت گردوی اکوسیستم کارآفرینی

اگر بخواهیم توصیف کوتاهی از استارتاپهای حوزه کودک و نوجوان داشته باشیم می­توان گفت پرسود اما دیر بازده… . به همین خاطر عنوان درخت گردو را برای آن به کار بردیم. اگر جامعه و سرمایه­گذاران به ضرورت سرمایه­گذاری در این حوزه واقف شوند و پای باردهی این درخت بنشینند، علاوه بر سود عاید شده برای ایشان، آینده­ای روشن برای جامعه را شاهد خواهیم بود.

 

چرا این حوزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

 

ناگفته پیداست که برای ساختن آینده ای بهتر و جامعه­ای سالمتر اگر بر روی نسل جدید تمرکز و سرمایه گذاری صورت بگیرد قطعا به شکل درونی و نهادینه و با هزینه کمتر نسبت به دوره بزرگسالی تغییرات مثبت قابل ایجاد خواهد بود. پس بهتر است تمام جوامع از این ویژگی استفاده کرده و در راستای جهت­دهی جامعه به سمت پیشرفت و رفتارهای مثبت، علاوه بر سرمایه­گذاری روی اصلاحات اجتماعی در بین بزرگسالان که ضرورتی اجتناب ناپذیر است، حتما مبلغ معتنابهی را در زمینه فرهنگسازی در بین کودکان هزینه نماید.

 

با این حال چرا این حوزه کمتر از دیگر زمینه­های استارتاپی مورد توجه واقع می­شود؟

 

دیربازده بودن حوزه کودک: 

 

یکی از دلایل این است که اصولا سرمایه‌گذارهای سنتی تمایل کمتری به سرمایه‌گذاری در بخش کودک و نوجوان نشان می‌دهند. چون این حوزه نه خیلی زودبازده است و نه آن‌قدر حجم سرمایه را افزایش می‌دهد. یک سرمایه‌گذار اگر فقط نگاهش به رشد سرمایه‌اش باشد، حتما این سرمایه را به بازارهای دیگری تزریق می‌کند.

 

اقدامات کوتاه­مدت و سلیقه­ای دولتی:

  

اقداماتی که از سوی دولت در دوره‌های مختلف صورت می‌گیرد، هرچقدر هم که مثبت و خوب باشند، اما همچنان این مسئله‌ وجود دارد که این اقدامات کوتاه‌مدت هستند و نگاه بلندمدتی پشت آن‌ها نیست. در واقع این حمایت‌ها عموما براساس نگاه دستوری یا علاقه‌مندی یک مدیر خاص که در یک بازه زمانی مشغول به کار است، شکل می‌گیرد. به همین دلیل است که ما نمی‌توانیم یک مسیر فرهنگی را در ۲۰ سال گذشته به صورت مشخص در حوزه کودک و نوجوان مشخص کنیم. این‌طور مسیری وجود ندارد. ممکن است یک مدیر در دوره‌ی فعالیتش به این حوزه توجه داشته باشد اما هیچ سند یا چشم‌انداز دقیقی برای این کار وجود ندارد.

 

عدم وجود استانداردهای لازم در این حوزه:

 

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها استانداردسازی است. ایجاد یک کیفیت استاندارد بالا برای تولیدات حوزه کودک و نوجوان خیلی لازم است. در واقع تولیدکننده‌ها مدام باید کیفیت‌کارشان را بالا ببرند تا فرهنگ تولید کار کودک مدام بهتر و بهتر شود. این همان اتفاقی است که باعث می‌شود سینما و تئاتر و شکلات‌سازی و هر حوزه‌ی دیگری که به ذهنمان برسد، سرپا بماند. مسئله‌ی اصلی تولیدکنندگان حوزه کودک این است که آیا محتوا یا محصولی که تولید می‌کنند، کیفیت لازم را دارد یا نه؟ و اگر این محصول مشابه خارجی دارد، مصرف‌کننده‌ی ایرانی ترجیحش بر مصرف استفاده از محصول داخلی است یا نه؟

 

ضعف اقتصادی جامعه و اولویت کمتر این هزینه ها:

 

با ضعیف شدن جامعه از نظر اقتصادی، بطور کلی صنایع فرهنگی و آموزشی در دسته صنایع لوکس قرار گرفته و توجه کمتری را به خود معطوف می­کنند. پس در این دوران هم هزینه کرد اقشار عادی در این بخش به طور قابل توجهی کاهش می­یابد و بیشتر در سبد اقشار مرفه قرار می­گیرد. و این چالش را برای عرضه محصول به بازار افزایش می­دهد.

 

لزوم ایجاد زیرساختهای فرهنگی و علمی:

 

سرمایه‌گذاری در حوزه کودک به دلیل حساسیتهای مختلف نیازمند زیرساخت فرهنگی و علمی است.

اصولا سرمایه‌گذاری در بخش کودک و نوجوان نیازمند یک زیرساختهای فرهنگی و پژوهشی است که یک نگاه فرهنگی و بلندپروازانه و بلندمدت به ویژه از سمت مسئولین و افراد ذی صلاح را می­طلبد. اما متاسفانه نگاه دولتمردان در جامعه ما کمتر به مسائل بلندمدت بوده و معمولا زمانی به اقدام می­رسند که هزینه و انرژی چند برابری می­بایست برای مسائل صرف شود. این خلا برای سرمایه­گذاران هم ریسک را بالاتر برده و آنها را برای ورود به بازارهای با مخاطب کودک کمتر قانع می­کند.

 

با وجود این چالش­ها میتوان این فرصتها را نیز در زمینه استارتاپهای کودک عنوان کرد:

 

اقناع کودکان به عنوان مخاطب ساده تر است:

مخاطبان ما کودکان هستند و اگر کسب و کارها برای اقناع خانواده ها از کانال کودکان وارد شوند می توانند به نتیجه مطلوبتری دست یابند. والدین حاضرند از نان شب‌شان هم بزنند تا کودک‌شان آن چیزی را که می‌خواهد داشته باشد. این یک فرصت است برای آنکه والدین را درگیر محصولات حوزه کودک کنیم که راحت‌تر آن‌ها را خریداری کنند. بنابراین ما اگر از درگاه درست به سمت کودکان برویم همین کودکان می‌توانند مهم‌ترین عامل فروش برای محصولات ما باشند.

 

الگوگیری از طرحهای انجام شده جهانی:

این حوزه نسبت به خیلی از حوزه ها در مقایسه با بازارهای جهانی جای کار زیادی دارد. همین عامل می تواند زمینه ای برای بررسی بازارهای جهانی و استفاده از طرحهای انجام شده در دیگر کشورها را در اختیار ما قرار دهد که البته لازم است بعد از تطبیق با فرهنگ و شزایط بومی و ملی کشور خودمان انجام گیرد.

 

 

به راحتی اولین و بهترین می­شوید:

به دلیل بکر بودن نسبی این بازار اگر در هر بخش به عنوان اولین وارد شوند می­توانند از مزیت اولین بودن بهره­مند شوند و در ادامه در صورتی که کیفیت خود را در سطح بالایی حفظ کنند می­توانند عنوان شایسته اولین و بهترین در آن حوزه خاص را از آن خود کنند که خود اعتبار بالایی در دنیای کسب و کار به شمار می­رود.

 

 

 

اولویت بالای فرهنگسازی در حوزه کودک:

و در نهایت ارزش بالای این کسب و کار که شاید بتوان گفت اگر بخواهیم یک کسب و کار را انتخاب کنبم که بر همه دیگر فعالیتها اولویت داشته باشد قطعا فعالیتهای فرهنگ­ساز در حوزه کودک در صدر جدول قرار خواهد گرفت. چرا که حکم پیشگیری مناسبی برای همه آسیبها و کمبودها در آینده خواهند بود و از نظر اقتصادی، روانی و انرژی صرفه­جویی برای جامعه به همراه خواهند داشت.

 

 

 

 

سخن آخر:

طبیعتا فرهنگ‌سازی از سوی نهادهای متولی یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند برای ادامه فعالیت استارتاپ‌ها در حوزه کودکان مؤثر و مفید ظاهر شود. با فرهنگ‌سازی درست، هم فعالان بیشتری به این حوزه وارد می‌شوند و هم والدین کودکان به گزینه‌های بیشتری برای سرگرمی و آموزش کودکان خود دسترسی خواهند داشت. با تعدد فعالان در حوزه کودک هم طبیعتا سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در این زمینه علاقه‌مند شده و این موضوع به تولید محصولات باکیفیت که کپی‌ از نمونه خارجی نیستند خواهد انجامید که امیدواریم شاهد این اتفاق باشیم.

 

شتابدهنده روشا، به عنوان اولین شتابدهنده استعداد و با فعالیت تخصصی در زمینه حوزه­های نوآوری­های اجتماعی، روانشناسی، علوم تربیتی و شتابدهی استعداد، از همه شما عزیزان دارای طرح و ایده در این حوزه ها و خصوصا در جامعه کودک و نوجوان حمایت ویژه می­نماید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره با ما در ارتباط باشید:

https://www.roshaac.ir/contact/

 

 

 

 

کودکان امروز، کارآفرینان فردا

 

 

تومال هنسک، که یک برنامه ریز مالی در نیویورک است، می­گوید:

والدین ، موقعیت های زیادی دارند که میتواننند به فرزندان خود بیاموزند که راه هایی برای پولدار شدن و کارآفرینی را پیدا کنند. آنها وقتی که تفکر کارآفرینانه پیدا کردند می توانند درباره بودجه بندی و ذخیره کردن پول و نوع خرج کردن آن و سرمایه گذاری اطلاعات خودشان را زیاد کنند و این کارها را یاد بگیرند. این موضوع باعث می شود که آـنها بیشتر ارزش پول را درک کنند والدین می توانند با کارهایی ساده، این توانایی هارا در فرزندانشان افزایش دهند

 

تفکر کارآفرینی چگونه به رشد شخصیت کودک کمک می­کند؟

این کار همچنین به کودکان کمک میکند تا استمرار را یادبگیرند و از شکست های خودشان درس بگیرند و تفکر نقادانه را فرا بگیرند. در حقیقت شکست بخشی از فرآیند یادگیری می باشد بنابراین در صورتی که کودکان سعی کنند که کاری انجام دهند و شکست بخورند، اگر از آنها بپرسیم که از این آزمایش چه یاد گرفتی؟ آیا میتوانی دوباره آن را تکرارکنی؟ و غیره می توانیم که به آن­ها بیاموزیم که از شکستشان درس بگیرند و به جای این که کار را رها کنند، آن را ادامه دهند.

 

حال به این سوال پاسخ می­دهیم که چگونه کودک کارآفرین تربیت کنیم؟

 

تقویت خلاقیت در کودکان:

 

فراموش نکنیم همه کودکان ذاتا خلاق هستند. حتما همه شما بچه­هایی را دیده­اید که یک وسیله را به عنوان شی جدیدی استفاده می­کنند و همه ما را به تعجب وا می­دارند. پس کودکان ذاتا خلاق هستند و چهارچوب­های ذهنی ما برایشان تعریف نشده است. پس وظیفه ما به عنوان والدین این است که در درجه اول خلاقیت آن­ها را سرکوب  نکنیم و در مرحله بعد در شرایط مختلف سعی در پرورش این قوه خلاقیت داشته باشیم.

 

در ذهن فرزندتان جرقه ذهنی ایجاد کنید:

شما به عنوان والدین کودکان باید سعی کنید تا اولین جرقه های ذهنی را در ذهن آن ها ایجاد کنید. اولین سوالی که می توانید از آن ها بپرسید می تواند این باشد که آیا علاقه ای به کارآفرین بودن و پول درآوردن دارد یا خیر؟ در صورتی که پاسخ مثبت بود؛ باید از آن ها سوال کنید که برای این کار چه راهی در ذهنش دارد؟

ممکن است برخی از کودکان به این سوال پاسخ هایی عجیب و در برخی از موارد خنده­دار بدهند. شما نباید برخورد بد و تمسخرآمیری با این پاسخ داشته باشید. مثلا ممکن است کودکی در پاسخ به این سوال که به چه شیوه ای می خواهد پول درآورد این گونه پاسخ بدهد که “می خواهم با جمع کردن چوب درختان و فروش آن­ها پول در بیاورم. ممکن است برخی دیگر از کودکان پاسخ های خنده دار تری هم بدهند که شما نباید هیچ کدام از این پاسخ ها را مسخره کنید. چون این کار ممکن است منجر به این شود که آن ها انگیزه خودشان را برای کار از دست بدهند.

 

برای عملی شدن ایده­های کودکتان با او همکاری کنید:

برای اینکه کودک باور کند ایده­هایش قابل تحقق است و چیز غیر ممکنی نیست سعی کنید تا حدودی ایده­های ساده­تر او را عملی کنید. مثلا وسیله یا خوراکی را با همکاری خود و فرزندتان به جایی مانند یک پارک برده و  ببینید آیا می­تواند آنها را بفروشد؟ انجام این کار به کودک انگیزه و اعتماد به نفس ادامه مسیر می­دهد و حتی اگر نتیجه ای هم نگیرد با یکدیگر در مورد علت عدم رسیدن به نتیجه صحبت کنید و راهکارهایی را پیدا کنید.

 

مسئولیت پذیری را در کودکتان پرورش دهید:

کودکانی که قابل اعتماد و مسئولیت پذیرند احتمال موفقیت بیشتری در آینده دارند. این ویژگی اگر از زمان کودکی آموزش داده شود کودک را در آینده بسیار راحتتر خواهد کرد.

 

 

 

 

روش مقابله با ترس را به کودکان بیاموزید:

کارآفرینی آکنده ازترس­ها، نقاط تاریک و غیر قابل پیش­بینی است. خوب است که از زمان کودکی روش­های مقابله با ترس را بشناسد و این کار با کمک والدین راحتتر می­شود. در صورت نیاز می­توانید از مشاوران هم کمک بگیرید.

 

کودک را به فعالیت­های تیمی تشویق کنید:

داشتن یک گروه قوی ارزشمندترین سرمایه یک کارآفرین است و توانایی مدیریت بهینه آنها نیز یکی از اصلی­ترین مهارتهای کارآفرینان موفق است. یکی از بهترین راه­ها برای پرورش مهارتهای تیمی در کودکان انجام ورزش­های گروهی در کودکی و بطور کلی فعالیتها و کلاسهای فوق برنامه که کودکان می­بایست به طور تیمی محصولی را ارائه دهند می­باشد. لازم است والدین برای پرورش تفکر کارآفرینی در کودکان چنین موقعیتهایی را برایشان فراهم کنند.

یک ایده خوب کسب  و کاری چه ویژگیهایی دارد؟

یک ایده خوب کسب  و کاری چه ویژگیهایی دارد؟

شاید بهتر باشد با تعریفی از ایده شروع کنیم:

ایده، مثال، صورت، انگاره یا طرح در حقیقت یک تصور ذهنی است. ایده‌ها همچنین می‌توانند مفاهیمی انتزاعی باشند که به شکل تصاویر ذهنی ارائه نمی‌شوند. به تعبیری ایده (Ideas) همان راه‌حل خلاقانه برای یک مشکل خاص است.

بشر هر جا احساس نیاز کند و چالشی را سر راه خود ببیند دست به ایده‌پردازی می‌زند. این روند از ابتدای حیات و تمدن بشری شروع شده و تا همیشه ادامه دارد. ایده می‌تواند شامل یک مفهوم جدید (مانند اختراع چرخ) یا ترکیب مفاهیم از قبل شناخته شده (مثل روشن کردن آتش) باشد.

همه‌ ما در طول روز بدون اینکه آگاه باشیم در حال ایده‌پردازی برای حل مسائل و مشکلات خود هستیم. مثل وقتی که فرد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ بنزین از دوچرخه استفاده می‌کند. مفهوم ایده می‌تواند به همین سادگی بوده و یا شامل یک اختراع کاملا نوآورانه باشد. نکته‌ مشترک در تمام ایده‌پردازی‌ها حل مشکل با راه‌حلی خلاقانه است.

 

 

ویژگی ایده کسب وکاری:

 

ایده‌ی کسب و کار به مجموعه‌ای از تراوشات ذهنی می‌گویند که باعث کسب درآمد از یک فعالیت منظم برای ارائه‌ی خدمات یا محصولات می‌شوند. معمولا ایده‌های کسب و کار در مورد محصولات و خدمات هستند. اما گاهی هم از روش‌های ارتباط با مشتری، تبلیغات،‌ نحوه‌ی جذب سرمایه و … سرچشمه می­گیرند.

 

یک ایده به‌خودی‌خود ارزش چندانی ندارد. آنچه زیاد چشم می‌خورد ایده‌هایی است که گاهی قابلیت اجرا ندارند. به‌طورقطع یک ایده زمانی ارزشمند است که برای اجرا و تجاری‌سازی آن، یک نقشه راه واضح وجود داشته باشد. اغلب ایده پردازان از اینکه بخواهند جزئیات بیشتری از ایده را با کسی در میان بگذارند می‌ترسند. زیرا معتقدند، اجرای ایده آن‌ها فقط به سرمایه‌گذاری نیاز دارد و درصورتی‌که کسی سرمایه‌گذاری بر اساس ایده‌هایشان داشته باشد، به موفقیت خواهد رسید.

 

اما باید گفت یک ایده قابل دفاع برای شروع کسب‌وکار باید بتواند ضمن شروع به کسب‌وکار، تولید ثروت نیز بکند. یعنی بتوان یک ایده را با شناخت موارد لازم و تخمین میزان سرمایه به مرحله اجرا رسانده و کسب ثروت نمود.

 

 

ویژگی­های یک ایده خوب کسب و کاری:

 

۱نوآورانه بودن

مفهوم ایده پردازی در کارآفرینی در نهایت به تولید یک محصول یا خدمت می‌انجامد. بر این اساس می‌توان گفت که در کارآفرینی لازم است نوآوری در تولید و عرضه محصول نقش اصلی را داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در قالب تولید یک محصول کاملاً جدید (اختراع) و یا توسعه محصولات موجود (اضافه کردن امکانات و ویژگی‌ها یا تسهیل دسترسی) باشد. با تمرکز کسب و کارها بر نوآوری، هزینه‌های تحقیق و توسعه شرکت‌ها به شدت افزایش می‌یابد. این امر امکان رهبری بازار با یک جایگاه مستحکم را نیز برای سازمان‌ها فراهم خواهد کرد.

 

بیل گیتس موسس مایکروسافت معتقد است که “نوآوری؛ پیشرو و راهبر واقعی پیشرفت است.“

 

۲منحصر به فرد بودن:

برای منحصر به فرد بودن باید تفاوت و تمایزی میان خود و رقبا ایجاد کنید. پیشنهاد فروش منحصر به فرد یا همان (USP (Unique Selling Proposition شما را از رقبایتان متمایز می‌کند. به طور مثال وقتی محصولی را با مواد مرغوب‌تر و کیفیت بالاتر و یا قیمت پایین‌تر به فروش می‌رسانید یعنی میان خود و رقبا تفاوتی ایجاد کردید. این همان پیشنهاد فروش منحصر به فرد شماست که ایده ی شما را منحصر به فرد می‌کند. همچنین به شما این امکان را می‌دهد تا با دیگر بازیگران موجود در صنعت رقابت کنید.

 

 

۳حل یک مسئله:

انسان وقتی احساس نیاز می‌کند درصدد رفع آن نیاز برمی‌آید یا سعی می‌کند آن را تسهیل کند. تا نیازی نباشد، کسب و‌ کاری نیز نخواهد بود. بیشتر کسب و کارهای موجود در پاسخ به یک نیاز به وجود آمده‌اند. در واقع این کسب و کارها، ایده‌ای کارآفرینانه محسوب می‌شوند که منجر به رفع مسئله موجود شدند. این مسئله ممکن است به صورت نیاز یا مشکل حاد جلوه کرده باشد مانند بحران کرونا. یا نیازی پنهان باشد، مثل اضافه شدن دوربین به گوشی‌های تلفن همراه که معضل یا نیاز آشکار کسی نبود، اما پس از عرضه، از نیاز پنهان به آشکار تبدیل شد.

 

۴سوددهی داشتن:

یکی دیگر از ویژگی‌های ایده‌ ی کارآفرینانه، امکان سودآوری و بازدهی اقتصادی است. یک ایده کارآفرینانه غیر از ویژگی‌های بالا، باید قابلیت سوددهی قابل قبول و مقیاس‌پذیری نیز داشته باشد. برای بررسی یک ایده از دید کارآفرینی، مطالعه سود دهی (Profitabality Study) را با استفاده از صورت‌های مالی انجام می‌دهند. اگر ایده پتانسیل خوبی در حفظ کارایی (از جهت حل مسئله)، نوآوری و همچنین سود دهی بلند‌مدت داشته باشد، از لحاظ امکان سودآوری تایید خواهد شد.

 

در فرآیند کارآفرینی، ایده پلی است بین نیازها و محصولات جدید؛ کارآفرینان همواره بر اساس بررسی وضعیت موجود و تشخیص نیازها، مشکلات، دغدغه‌ها و روش‌های بهتر انجام کار به دنبال ایجاد محصولات جدید از طریق ایده‌های کارآفرینانه هستند. ایده ما زمانی می‌تواند مثمر ثمر باشد و در بازار تحول ایجاد کند که راه‌حلی که ارائه می‌دهد به‌راحتی قابل استفاده باشد و پیچیدگی زیادی برای مشتری نداشته باشد.

 

مشتری با دیدن محصول جدید و با یادآوری دشواری‌ها و دغدغه‌های خود، پی به کاربرد آن ببرد. ایده محصولات دارای ریموت‌کنترل با توجه به نیاز به انجام فعالیتی از راه دور آن‌چنان ساده، کاربردی و ازبین‌برنده مشکلات است که هر انسانی بدون پرسش و تنها با لحاظ متغیرهایی مانند قیمت حاضر است در مقابل دریافت آن پول بپردازد.

از طرفی حجم بازار یک محصول، نقش مهمی در موفقیت آن دارد. ممکن است یک ایده به‌دنبال برطرف کردن نیاز معدود افرادی باشد و از اهمیت زیادی برخوردار نباشد. در این صورت برای محصول جدید، بازار بزرگی نمی‌توان متصور بود که می‌تواند منجر به شکست آن شود.

 

نکته مهم و نتیجه­گیری:

فراموش نکنید علاوه بر موارد گفته شده، یک ویژگی وجود دارد که هر ایده را برای هر فرد خاص به بهترین یا بدترین ایده تبدیل می کند. ایده خوب منحصر به هر فرد ایده‌ای است که دغدغه اصلی او  باشد و حاضر باشد برای آن سال‌ها وقت صرف کند؛ در راه تبدیل ایده به محصول، مشکلات طاقت‌فرسا را تحمل کند و بعد از شکست‌های متعدد، دست از اجرایی شدن آن برندارد تا وقتی که به موفقیت برسد.

 

شتابدهنده روشا بعنوان یکی از معدود شتابدهنده ها در حوزه های تخصصی روانشناسی، علوم تربیتی، نوآوری­های اجتماعی و شتابدهی استعداد، همواره پذیرای ایده­های شما عزیزان در این حوزه­ها بوده و امکانات مختلفی نظیر جذب سرمایه­گذار، ارائه مشاوره­های تخصصی، تیم­سازی، معرفی به جشنواره­ها و ایونتهای داخلی و بین­المللی و … برای افراد و تیمهای دارای ایده­های برتر ارائه می­نماید.

 

کارآفرینی اجتماعی چیست؟

جای خالی کارآفرینی اجتماعی در اکوسیستم کارآفرینی کشور:

 

کارآفرینی اجتماعی :

کارآفرینی اجتماعی ترکیبی از تجارت و مسائل اجتماعی است. کارآفرینان اجتماعی تنها به دنبال سود نیستند. موفقیت برای آن ‌ها به این معناست که چگونه کسب و کار آن‌ها بر جهان تاثیر می‌گذارد و آن را بهبود می‌بخشد.

کارآفرین اجتماعی کیست؟

«کارآفرین اجتماعی» فردی است که یک مشکل اجتماعی را شناسایی کرده و با استفاده از مفاهیم و مهارت‌های «کارآفرینی» برای سازماندهی، ایجاد و مدیریت سرمایه برای حل مشکل اقدام میکند. در حالیکه کارآفرینان تجاری بیشتر به کسب سود مالی می‌پردازند، کارآفرینان اجتماعی معمولاً گروه‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی ایجاد می‌کنند و به حل مشکلی می‌پردازند که مشکل جامعه است و نیازی اساسی برای حل آن وجود دارد. واژه کارآفرینان اجتماعی طیف وسیعی را شامل می‌شود؛ از افرادی که به صورت انفرادی فعالیت می‌کنند تا سازمان‌هایی که به همین منظور تشکیل شده‌اند.

وظیفه یک کارآفرین، شناخت فرصت‌هاست. به همین دلیل است که بسیاری از فعالان این حوزه اعتقاد دارند که بهتر است واژه کارآفرینی که ترجمه entrepreneurship است به صورت فرصت‌ورزی ترجمه شود. کارآفرینان فرصت‌ها را می‌شناسند و محصولات جدید خلق می کنند. کارآفرینان اجتماعی ازاین نوع خلاقیت برای حل مشکلات جامعه بهره می‌برند. با کار روی مشکلات جامعه ارزش‌های خوب جوامع را تقویت می‌کنند، فعالیت‌های بشردوستانه را گسترش می‌دهند و باعث افزایش سرمایه اجتماعی می‌شوند. به این صورت است که کارآفرینان اجتماعی قادرند جهان زیباتری بسازند!

در یک حرکت کارآفرینی اجتماعی، خلاقیت و ریسک پذیری از اهمیت بالایی برخوردار است. یک کارآفرین اجتماعی، آمادگی این را دارد که سیستم حرکتی خود را با توجه به تغییرات بازار، به طور دایم متناسب کند و تغییر دهد. این انعطاف و ریسک‌پذیری،‌ یکی از رموز پایداری و حفظ پویایی فعالیت‌های این چنینی است.

با وجود تفاوت‌هایی که بین کارآفرینی تجاری و اجتماعی وجود دارد، کارآفرینی اجتماعی نیز مانند کارآفرینی تجاری نیازمند تعریف چشم انداز و رسالت سازمانی، شناسایی استراتژی، تخصیص منابع، مدیریت سرمایه و مدیریت پروژه برای دستیابی به اهداف است.

گرچه واژه کارآفرینی اجتماعی، در ۱۰ تا ۲۰ سال گذشته رواج یافته است، اما این نوع فعالیت، سابقه‌ای طولانی دارد. در ادامه به شرح کوتاهی از فعالیت بسیار ارزشمند یکی ازقدیمی‌ترین کارآفرینان اجتماعی در ایران می‌پردازیم:

 

روزی روزگاری مردی بود که از دیدن رنج دیگران، رنج می‌برد. دیدن انزوا و تنهایی آنهایی که صدایی نداشتند برای او قابل تحمل نبود. او باور داشت که همه حق شنیده شدن دارند، حتی آنهایی که هیچ صدایی برای حرف زدن ندارند. و با این باور، بر آن شد که کاری برای شنیده شدن آن‌ها به انجام برساند…

او در سال ۱۳۰۳ کودکستانی با نام «باغچه اطفال» را در تبریز تاسیس کرد و در آن سه کودک کر و لال را به‌صورت رایگان ثبت نام نمود تا راه شنیده شدن و شنیدن حرف‌های تازه را از طریق سوادآموزی به آنها نشان دهد.

با وجود مخالفت‌های شدید اطرافیان و نظرات مایوسانه آنان، مرد آموزش سواد به این سه کودک را آغاز کرد. بعد از گذشت شش ماه، برای اولین بار صدای تازه این سه دانش‌آموز ناشنوا را در جشنی برای فرهنگیان و علمای تبریز و بعضی دیگر از شهرها و اعضای کنسولگری‌ها به معرض نمایش گذاشت. با دیدن نوشته‌های این کودکان روی تخته سیاه کوچک باغچه اطفال، صدای شور و تشویق از هر گوشه بلند شد و همه فهمیدند که درمان درد انسان‌ها و برداشتن باری از دوش آنان به چیزی جز نگاهی نو، ایده‌ای خلاق و بکر و اراده‌ای آهنین احتیاج ندارد.

این شروع راه «جبار باغچه‌بان» کارآفرین اجتماعی ایرانی و موسس اولین مدرسه ناشنوایان کشور بود. او تنها به آموزش سه دانش‌آموز اکتفا نکرد و به دنبال راه‌هایی برای پایداری و ماندگاری این ایده نو گشت. سرانجام بعد از چندین سال کوشش و تلاش در راستای اثبات ایده‌ جدیدش در میان عموم، توانست اولین مدرسه ناشنوایان ایران را در میدان کلانتری در یوسف‌‌آباد تهران افتتاح کند. تلاش و همت باغچه‌بان در راستای پیاده سازی اهداف و ایده‌هایش و راهکارهای نوینی که برای بهبود شرایط کودکان ناشنوا ایجاد کرد، سرانجام موجب شد که از آغاز سال ۱۳۴۵ خورشیدی، کد بودجه‌ای در بودجه کل کشور به نام دبستان وی ثبت شود و مدرسه‌ای که او با وجود مخالف‌های اطرافیان بنا گذاشت برای همیشه ماندگار شد.

 

 

 

یک ایده کارآفرینی اجتماعی چگونه شکل می­گیرد؟

 

سه مرحله برای این کار وجود دارد:

 

تشخیص یک موازنه ناعادلانه:

اولین کاری که کارآفرین های اجتماعی انجام می‌دهند، تشخیص یک موازنه ناعادلانه است.

مثلا حاشیه نشینی ظاهرا یک موازنه است، آنهایی که درآمد کمتری دارند، در حاشیه شهر زندگی می‌کنند.

اما حاشیه نشینی در حقیقت معضلاتی به وجود می‌آورد که از جنس طرد شدن، فقر، عدم دسترسی به امکانات و … است. حاشیه نشین‌ها توانایی بر هم زدن این به اصطلاح موازنه را ندارند.

 

دیدن فرصتها:

دومین کاری که کارآفرین های اجتماعی انجام می‌دهند، دیدن فرصت‌ها در همین موازنه نابرابر است. این فرصتی است که به آنها نشان می‌دهد می‌توانند یک ارزش اجتماعی را با استفاده از خلاقیت، شجاعت و شهامت به حاشیه نشین ها عرضه کنند.

 

ایجاد یک موازنه جدید:

آخرین کاری که کارآفرین اجتماعی انجام می‌دهد ایجاد یک موازنه جدید است. در این مثال ساختن استارتاپی که بتواند با حاشیه نشینی و معضلات آن مقابله کند، همان موازنه جدید است.

 

شتابدهنده روشا، یک کارآفرینی فرهنگی-اجتماعی، برای شتابدهی به ایده­های نوآورانه فرهنگی-اجتماعی:

 

با توجه به ماهیت استارتاپ­ها، اغلب آن­ها در زمینه­های علوم و تکنولوژی فعال بوده و خروجی آن­ها نیز معمولا به صورت اختراعات و محصولات فناورانه هستند. اما زمینه­های فرهنگی و اجتماعی، بر خلاف نیاز بسیار زیاد و جای خالی بازار در این حوزه­ها هنوز در اکوسیستم استارتاپی جای خود را پیدا نکرده­اند. شتابدهنده روشا یکی از اولین استارتاپ­هاست که با توجه به نیاز فراموش شده شناسایی استعدادها و قرار گرفتن هرکس در بهترین جایگاه اجتماعی خود، به طوری که بالاترین بازدهی برای خود فرد و همچنین جامعه را داشته باشد، فعالیت خود را آغاز نمود و مشغول خدمت­رسانی به همه افرادی است که دغدغه شناخت بهتر و دقیق­تری از خود دارند.

فعالیت اصلی شتابدهنده روشا حمایت از ایده­های نوآورانه خصوصا در زمینه­های روانشناسی، علوم تربیتی، نوآوری­های اجتماعی و پرورش استعدادهاست. از این رو با رویکردی بلندمدت که از ابتدای تولد کودکان آغاز می­گردد، خدمات متناسب با مراحل و سنین مختلف را ارائه می­نماید.  خدمت ارزیابی و غربالگری برای اطمینان از روند صحیح تکاملی کودکان و نوزادان، استعدادیابی چندوجهی برای آگاهی چند جانبه از ظرفیت های درونی افراد خصوصا در سنین کودکی و نوجوانی، و خدمات متنوع استعدادپروری برای پرورش استعدادهای کشف شده، و در نهایت شتابدهی استعدادها برای تبدیل ایده­های افراد به کسب و کار خالق ثروت و ارزش، در مجموعه روشا ارائه می­شود.

 

شتابدهنده روشا از همه افرادی که در زمینه­های عنوان شده استارتاپ، تیم و یا ایده ای دارند دعوت می­کنیم با مجموعه روشا ارتباط گرفته و از امکانات مختلف این مرکز از قبیل راهنمایی و مشاوره کسب و کار، تیم­سازی، جذب سرمایه­گذار، حمایت جهت شرکت در همایشها و مسابقات مختلف، شبکه ­سازی و شناخته شدن در جامعه فعالیت مورد نظر و … بهره­مند گردند.

 

برای ارتباط می­توانید اطلاعات خود را در فرم موجود در لینک زیر وارد نمایید:

https://www.roshaac.ir/%d8%ab%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/